آرام ِ جانم
من باشم
تو باشی
و نسیم
که از لای پنجره نیمه باز ،پرده حریر بلند را تاب میدهد
ومهتاب که به زور سرک میکشد تا عشق بازیمان را نظاره کند
و تو مرا درمیان بازوانت گرم کنی و من از وجودت آرام گیرم آرام ِ جانم

تو باشی
و نسیم
که از لای پنجره نیمه باز ،پرده حریر بلند را تاب میدهد
ومهتاب که به زور سرک میکشد تا عشق بازیمان را نظاره کند
و تو مرا درمیان بازوانت گرم کنی و من از وجودت آرام گیرم آرام ِ جانم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ توسط ..
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!