کـاش از قلبــم بـه قبــــرش راه داشت کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
زین همه شادی و عشرت ها چه سود کـاش قبر مـــادرم مخفی نبود

مــــادر جــــان
من دلم دامـان پر مهرت را می خواهد
من بــاز از همه چیز و همه کس دل گیـــرم، بریدم، کم طاقت شده ام
دختر این وقتها آغوش مــادرش را می خواهد، من هم دختــر شما هستم
مـــــادرم، زهـــــرا(س) جــــان
دشمن درب خانه ات را کوفت، درب را بر او گشودی
و جــانت را ربود و فرزند و همسرت را یتیـــم کرد
لعنت بر او که اینگــونه مهمانی بود
حـالا من می خواهــم درب خانه ات را بکوبـــم
کجـــاست؟ خودت بگـــو کجا سـراغت را بگیـــرم؟!
من که لیاقت کنیزی ات را نداشتم، حـــالا آمده ام و نیستی
لا اقل بگو سر بر کــدام زمین بگذارم و کـدام خــاک را بر ســر بریزم
و سنگ بر کــدام مقبــــره بکــوبم
کــه به استقبــال میهمان رو سیاهت بیایی
علــی(ع) بی کس شد، همـدمش، همــرازش رفت و کمــرش شکست
حسـن(ع) غــریب تـر از غــریب مـــاند
حسیــن(ع) تشنـه تـر از تشنـه مــاند
زینب(س)!!!! موهــــای زینب(س) آشفتــــه و در هم گـره خورده مـــاند
ســـــــــادات یتیــــم شدند
آدمیـــان بدون دعـای خیر هر شبت رهــــا شدند
عــــالــــــــم، رنگ بـــــــاخت
شمـــا به وصـــال پـدر شتـــــافتی
و حسـرتِ وصالَت را در دل همـــه کاشتی
تـــــــ ــــ ــــ ـــــــــا
فرزندِ برگزیده ات پـرده از این راز بـردارد
یعنی ما بندگان اینقدر .......... و نالایق هستیم که زیارتگاهت هم از ما پنهان است
چه کنم با دل سوخته و تنگم؟؟!!!
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج