زاده پاییزم... عاشق بهار
زاده پاییزم... عاشق بهار
وقتی به واپسین روزهای پاییزی فکر می کنم چشمام بارونی می شه...
بمون پاییز.... نذار دلهای عاشق غصه دار بشه...
دلتنگم...
دلتنگم برای روزی که صدای خش خش برگهای پاییزی رو زیر قدمهام حس نکنم...
دلتنگم برای روزی که لذت قطره سرد بارون پاییزی رو، رو گونه هام حس نکنم...
بارون پاییزی برام یه خاطرست... دلتنگم برای روزی که پاییز خاطره هامو با خودش ببره...
خدایا... امروز دلم بارونیه ...نوای بارون می خواد...
خدایا... بغضهامو به ابرها می دم، بذار امشب بارون بباره...
خدایا بذار تو این روزهای سرد زمستونی دوباره عشق بازیه آسمونو حس کنم...
ببار بارون که نوای قلبمی...
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۲:۰ ب.ظ توسط کـیـان
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!