ღ یوسف گم گشته ღ


انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود
دست دلم می لرزد
اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد ;
دلم می خواهد همیشه بگوید :
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ توسط ..
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!