..:: اَشکِ زندگی بَخش ::..

بعضی وقتها که اَشکهایم سرازیر نمی شوند
شب چشمانم را برای خواب نوازش نمی کنند
و صبح صورتم را نمی شویند
می ترســم، نگـــران می شوم
که نکند، دلم سنگ شده باشد
نکند که فراموشت کرده باشم
نکند دیگر فکرت، خاطره ات در سرم نَپیچد
نکند چینی شکسته دلم، بند زده شده باشد
غافل از اینکه، تو، آن بعضی وقتها به خیالِ خودَت دلَت به رحم آمده
و از خدا خواسته ای
که چشمانم اَشکی نشود و آرام بگیرد
یک بار مرا خط زدی، کافی است
خواهش می کنم، دیگر نفرینم نکن
تمامِ زندگیِ من، شمردنِ این اَشکهاست
آن ها را از من نگیـــــر.....
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱:۳۶ ق.ظ توسط .....
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!