۩ ۩ ابرو باد و مه خورشید...!

هر روز میگذرد و من غمگینتر از روز قبل در حسرتی بیشتر فرو میروم...!
غمگین از این که روزها میگذرند و زمان من را از تو دورتر خواهد کرد...
و حسرتِ اینکه چرا بیشتر از این، هستی و وجودم را ذوب وجودت نکرده ام...
می بینی چطور زمان و مکان به جنگِ با من آمده اند تا از تو دورم کنند...؟!!
اما چه میدانند که تو در قلب من سکنی گزیده ای....
و چه باک از این که تو هنوز باور نداری ...!
دیگر منی وجود ندارد و هر چه هست تویی...!
از:کیان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵ ب.ظ توسط کـیـان
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!