هر روز میگذرد و من غمگینتر از روز قبل در حسرتی بیشتر فرو میروم...!

غمگین از این که روزها میگذرند و زمان من را  از تو دورتر خواهد کرد...

و حسرتِ اینکه چرا بیشتر از این، هستی و وجودم را ذوب وجودت نکرده ام...

می بینی چطور زمان و  مکان به جنگِ با من آمده اند تا از تو دورم کنند...؟!!

اما چه میدانند  که تو در قلب من سکنی گزیده ای....

 و چه باک از این  که تو هنوز باور نداری ...!

دیگر منی وجود ندارد و هر چه هست تویی...!

 

از:کیان