۩ ۩ نصیحت پیرمرد...

پیرمردی رو می دیدم که همیشه مینشست کنارپله خونه ای...
کنجکاو شدم ازش پرسیدم که چرا همیشه تنها میشینی اینجا؟
کمی مکث کرد و در حالی که اشک تو چشماش بود و صداش میلرزید گفت:
وقتی مطمئن شد که موندنیم تنهایم گذاشت...!!!
پیر مرد رو به من کردو گفت، نصیحتی به تو میکنم ای جوون
و اون اینه که:
آدمهارانبایدمطمئن کنی ازموندنت،
آدمهاوقتی خیالشون راحت شد،میروند...
و دوباره تنهایی.....!
از:کیان
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۸:۸ ب.ظ توسط کـیـان
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!