بگزار سرنوشت زخمش را بزند..!

تنم به زخمهایش عادت کرده است...

من...

در اینجا...

دقیقا کنار قول هایت...

درست روبروی دوست داشتنهایت...

ودر عمق نبودنت...

پابرجا ایستاده ام...!

 

پی نوشت: بگزار=بگذار

 

از:کیان