۩ ۩ تنهایی به سرم زده...!

آه میبینی...!
تنهایی به سرم زده...
هنوز صندلیِ کنار پنجره ات را بر نداشته ام...!
حس غریبی به من میگوید که هنوز می آیی...
مینشینی اینجا...
و به آسمان خیره میشوی...
آن روزها تو به اسمان خیره میشدی و من به تو...
همان موقع فهمیدم که به زمین تعلق نداری...
به خودم آمدم که دیدم آسمانی شدی...
فرشته من...!
از:کیان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت ۳:۲۱ ق.ظ توسط کـیـان
|
خلوتگاه مـتـــــروکـه شد !!!!