دلتنگم و داغون

 در کوچه پس کوچه های این شهر مثل یه غریبه قدم می زنم

کوچه های آشنا که برام تازگی دارن ولی همه باهام غریبن

نجابتم  را در آغوش گرفتم

و از بین دیدگان هرزه مردمان این شهر قدم میگذارم

و چنان در وجودم پنهانش کردم که بین مردم شدم شهره شهر